درگوشی با مادران شاغل

مادران شاغل به خاطر تنوع مسئولیت هایی که به عهده دارند، مفهوم کمبود وقت را بهتر از دیگران درک می کنند زیرا هم باید زمان زیادی را برای کارکردن در خارج از خانه بگذرانند و هم در داخل منزل مراقب فرزندان خود باشند و همزمان امور خانه را هم سروسامان بدهند. در مطلب قبل درباره گرفتاری مادران شاغل و تنظیم زمان مطالبی آورده شد، در ادامه تکنیک هایی را برای مادران شاغل آورده شده است:

دفترچه کوچکی بخرید. شب های جمعه یادداشتی را با عنوان «وظایف هفتگی» تنظیم کنید و در آن کارهای روزانه یا هفتگی خود را یادداشت کنید مثل برنامه های پزشکی یا تاریخ جلسه اولیا و مربیان مدرسه بچه ها و… . به این نکته توجه داشته باشید که برنامه ریزی باید منطقی و معقول باشد؛ به نحوی که بتوانید طی هفته مضمون آن را به اجرا برسانید. دقت کنید کارهایتان را به ترتیب اولویت در دفترچه مذکور وارد کنید. این روش به شما کمک می کند که وظایف تان را با توجه به میزان اهمیت آنها به اتمام برسانید.

برای ساماندهی کارهای خانه به طور مثال می توانید از این روش استفاده کنید: برای پخت غذا و خرید، فهرست تهیه کنید و از همسر تان بخواهید با فراهم آوردن مواد لازم برای طبخ غذا به شما کمک کند. با این کار استرس و نگرانی را از خود دور می کنید. بسیاری از زنان شاغل در روز های تعطیل مواداولیه برای آشپزی در طول هفته را آماده می کنند و آنها را در فریزر نگه می دارند. با این کار زمان خیلی کمتری برای آشپزی نیاز دارند.

حتی در طول هفته دیگر نگران «چی بپزم» نیستند. کارهایی از قبیل خرد و بسته بندی کردن سبزیجات، گوشت، مرغ، اتوکردن لباس ها یا شستن لباس های کثیف را به آخر هفته ها موکول کنید. حتما از بقیه افراد خانواده هم بخواهید که به شما کمک کنند. با این کار هم روحیه کارگروهی را در بچه ها تقویت می کنید و هم اینکه در کنار هم هستید.

در برنامه ریزی، روش شخصی خودتان را دنبال کنید. به طور حتم شیوه و برنامه زندگی شما با همسایه، خواهر و دوستان تان یکسان نیست و در واقع فقط از تجربیات آنها استفاده کنید.

علاقه مندی های پسرانم را کشف کردم

مرضیه مرادی، مدیر یک مدرسه نیز اینگونه از تجریباتش برای ما می گوید:«من ۲ پسر دارم که یکی ۹ساله و دیگری ۱۷ساله است. خیلی با مهدکودک فرستادن بچه ها موافق نبودم و مادرم از فرزندانم نگهداری می کرد تا اینکه بزرگ تر شدند و دیگر می توانستند تنها در خانه بمانند و اینجا بود که تازه متوجه شدم چقدر غرق در کارم هستم و چقدر با فرزندانم فاصله دارم. آنها حتی وقتی که من در خانه بودم نیازهایشان را به مادرم می گفتند و مادرم توانسته بود ارتباط عاطفی خوبی با آنها برقرار کند.

من هم با کمک مادرم سعی کردم خودم را به بچه ها نزدیک کنم و تصمیم گرفتم زمانی از روز را به فرزندانم اختصاص بدهم. با آنها در حیاط دوچرخه سواری می کنم. گلدان های کوچکی گرفتم و یک ساعت از روز را با پسرانم به کاشتن گل و رسیدگی به گلدان ها مشغول هستیم و حین این کارها با آنها صحبت می کنم. حالا رابطه بین ما خیلی رضایت بخش شده است».

همیشه در کارهایم از دخترم مشورت می گیرم

اعظم شیرازی، یک مادر شاغل است که یک دختر ۱۳ساله دارد. او می گوید: «من همیشه چندین بار از محل کار با دخترم تماس می گیرم و با او صحبت می کنم.

در کارهایم از او مشورت می گیرم تا احساس کند دیگر بزرگ شده و می شود روی حرف هایش حساب باز کرد. شب ها قبل از خواب دقایقی در کنارش می نشینم و موهایش را نوازش می کنم و اجازه می دهم هرچیزی که امروز در مدرسه یا در خانه آزارش داده برایم تعریف کند و او خیلی راحت مشکلاتش را با من در میان می گذارد.

همیشه از او تعریف می کنم و به او می گویم به داشتن دختری مثل او افتخار می کنم که خیلی راحت حرف هایش را با مادرش درمیان می گذارد و این موضوع باعث شده که سنگ صبور او به جای دوستانش؛ خودم باشم. حتی زمانی هم که به مهدکودک می رفت سعی می کردم مسیر مهد تا خانه را که تقریبا ۲۰دقیقه بود در کنار دخترم پیاده روی کنم و با او حرف بزنم».

زمانی را به بازی کردن با دخترم اختصاص می دهم

طیبه کریمی، مادری شاغل در یک اداره دولتی است که هر روز تا ساعت ۴، دختر ۶ساله اش را به مهدکودک می سپارد. او می گوید: «من هر روز در مسیر مهد تا خانه از دخترم می خواهم تا همه اتفاقاتی که از صبح برایش افتاده را تعریف کند. او را به خاطر کارهای خوبی که کرده تشویق می کنم. با وجود اینکه خسته ام، گاهی اوقات به پارک سر خیابان می رویم و نیم ساعتی در آنجا هستیم. به خانه که می رویم زمانی را به بازی کردن با دخترم اختصاص می دهم و معمولا وقتی او ترجیح داد در اتاقش تنها بازی کند یا تلویزیون تماشا کند به کارهای خانه رسیدگی می کنم.

گاهی اوقات به عنوان یک بازی از دخترم می خواهم که مرا در کارهای خانه کمک کند. در ساعت های حضورم در خانه مدام عسل را در آغوش می گیرم و به او می گویم که دوستش دارم. کتاب هایی را مطالعه می کنم که در این زمینه مهارتم را زیاد کند و از همه مهم تر اینکه همیشه قبل از خواب برایش قصه تعریف می کنم و سعی می کنم شخصیتی را در قصه برای دخترم تعریف کنم که مادرش خیلی دوستش دارد».

گردآوری:مجله اینترنتی نت سام