کاناپه قرمز

داستان این رمان روایت زن جوان خبرنگاری –آن- است که برای پیداکردن مردی که دوستش داشته یه سفر می‌رود. آن با دویدن در تونل سکوتی که ژیل –معشوقی که برای پیداکردنش راهی سفر شده‌است_ حفر کرده‌است در حرکت رو به جلو در مکان از نسل خود حرف می‌زند و با مرور خاطرات دور و نزدیکش، با حرکت رو به عقب در زمان از کلمنس بارو و زندگی او سخن می‌گوید. او با یادآوری خاطرات کوتاهش که سرشار از سرگشتگی و سرخوردگی است و کلمنس با خاطرات دورسش از معشوقی که در جریان انقلاب کمونیستی و ضداستعماری اعدام شده‌است،  نمایندگان نسل خود هستند. لبر در این نمایش از داوری می‌گریزد و درواقع این مخاطب است که نتیجه‌گیری نهایی از این چالش را بر عهده دارد.

بخشی از کتاب کاناپه قرمز :

« رفتنم را فقط به مجلاّتى که برای‌‏شان کار می‌کردم اطلاع داده بودم و به خانم پیر خانه‏‌مان، که در ته هال درازى بر روى کاناپه‌‏اش می‌‏نشست. موقعى که راهرو قطار را طى می‌‏کردم تا خودم را به سماور برسانم به‏‌یاد آن هال می‌‏افتادم. همان فرش فرسوده. همان پرده‏‌هاى رنگ و رو رفته. مطمئن بودم که بدون او تنها نخواهم بود. این خودِ آن غایب بود که حتا با  وجود آن چندتا خانمى که مهمان‏‌هاى حرفه‏ای‌‏اش بودند به یک شکل خاصى تنها بود، حافظه‏‌اش یارى نمی‌‏کرد.»

  • نام کتاب: کاناپه قرمز
  • نام نویسنده: میشل لبر
  • نام مترجم : عباس پژمان
  • انتشارات:  چشمه
  • نوبت چاپ: ۱۳۹۴
  • نوع کتاب: رمان

درباره نویسنده

خانم میشل لبر متولد ۱۹۴۷ میلادی است و اکنون در پاریس زندگی می‌کند. قبلا بازیگر تئاتر و معلم دبستان و مدیر مهد کودک بوده است. اولین رمانش به نام زیبای بی‌مصرف ظاهرا در ۱۹۹۱ چاپ شد. یکی از رمان هایش به نام کره اسب یورتمه که در ۲۰۰۵ چاپ شد موفقیت زیادی برایش آورد. کاناپه‌ی قرمز، چاپ ۲۰۰۷، از کره اسب یورتمه هم محبوب‌تر شد. کاناپه‌ی قرمز تا به حال چندین بار چاپ شده و جوایز متعددی را نصیب خانم لبر کرده است و حتی در لیست نهایی گنکور ۲۰۰۷ هم بود. البته کاناپه ی قرمز جایزه ی گنکور را نبرد اما شاید در بین آن پنج رمانی که در سال ۲۰۰۷ بر سر گنکور رقابت کردند، زیباترینشان بود. کاناپه قرمز هم مثل اکثر رمان‌‌های غربی که نویسنده آن‌ها خانم‌ها هستند خود را با مقداری فمینیسم درآمیخته است. هر چند که واقعا نمی‌شود گفت که در این مورد به افراط هم آلوده شده. مخصوصا که لطافتی هم در خودش دارد که حالا دیگر در کمتر رمانی از رمان‌های غربی و مخصوصا رمان‌های فرانسوی دیده می شود.

گردآوری:مجله اینترنتی نت سام