بی سایگان

ماجرای بی‌سایگان در پاریس اتفاق می‌افتد. داستان روی زندگی گروهی از پاریسی‌های هنرمند و روشنفکر متمرکز می‌شود. نویسنده از زوایه دید سوم شخص برای روایت داستان خودش استفاده می‌کند تا تصویری واضح از کاراکترهایش ارائه بدهد. مخاطب به‌طرز دردناکی از گم‌گشتگی و بی‌هویتی شخصیت‌ها آگاه می‌شود، شخصیت‌هایی که هویت فردی و هدف زندگی‌شان را گم کرده‌اند. همین‌طور که شخصیت‌ها نومیدانه به داشتن روابطی اتفاقی با یکدیگر کشانده می‌شوند، پرده‌ی زشتی از ناخشنودی هم رفته‌رفته روی پاریس را می‌پوشاند.

بخشی از کتاب بی سایگان

آن شب جسم بلندبالای برنارد سر راه او قرار گرفته بود و دست‌های تملک‌جویانه‌ی برنارد همین‌طور خودشان را بر شانه‌های او می‌افکندند.برای مدتی ژوزی نور چراغ جلوی ماشین‌ها را تماشا کرد، که از روی گل‌های کاغذدیواری رد می‌شد. همه جا بسیار ساکت و آرام بود. شاید ظرف دو روز ژوزی می‌توانست به او بگوید که باید به خانه‌اش برگردد. شاید ژوزی داشت دو روز از زندگی‌اش را به او می‌بخشید، دو روز شاد را. شاید هر دوی آن‌ها باید تاوان زیادی بابت آن دو روز می‌دادند.

  • نام کتاب:بی سایگان
  • نام نویسنده:فرانسواز ساگان
  • نام مترجم :علی رضا دور اندیش
  • انتشارات:نون
  • نوبت چاپ: ۱۳۹۴
  • نوع کتاب:رمان

درباره نویسنده

فرانسواز ساگان که نام اصلی اش «فرانسواز کواره» بود در سال ۱۹۳۵ در شهر کاژار در جنوب غرب فرانسه در خانواده‌ای مرفه، چشم به جهان گشود. در ده سالگی، خانواده اش به پاریس نقل مکان کرد. فرانسواز در این خانوادهٔ بورژوا به رغم امکانات تربیتی خوبی که داشت در تحصیل درخشان و موفق نبود. به گفتهٔ خودش پدر و مادر همواره از من حمایت کردند.ساگان یکی از نویسندگان موج نو فرانسه بود که به‌عنوان نماد طغیان جوانان در پاریس بعد از جنگ دوم و شکوفایی عصر اگزیستانسیالیسم توصیف شده‌است.ساگان بیش از ۴۰ رمان و نمایشنامه را خلق کرد. نویسنده‌ای که به قول بسیاری از دوستانش، خود از نوشته‌هایش مدرن تر بود. اهمیت و شهرت او در واقع از قهرمانان داستان‌هایش بیشتر بود و به این قهرمانان بیشتر می‌شد نزدیک شد تا خود او! خود او قهرمان اصلی به حساب می‌آمد. به گفتهٔ منتقدان ادبی، ساگان گر چه هرگز به عنوان یک نویسندهٔ بزرگ فرانسوی مطرح نشد، اما یکی از پدیده‌های نادر ادبیات این کشور در قرن بیستم به شمار می‌آید.

گردآوری:مجله اینترنتی نت سام