درخت زیبای من

درخت زیبای من (به پرتغالی: O Meu Pé de Laranja Lima) عنوان رمانی است اثر ژوزه مائورو ده واسکونسلوس نویسندهٔ برزیلی. این رمان موفق در سال ۱۹۶۸ به چاپ رسید و تا زمان مرگ واسکونسلوس به چاپ چهل‌وهفت رسیده بود. سی‌ودو ترجمه از این کتاب در نوزده کشور جهان منتشر شده‌است. این کتاب الهام‌بخش آثار سینمایی، تلویزیونی و تئاتری بوده‌است. در سال ۲۰۰۳ کمیک استریپ درخت زیبای من در ۲۲۴ صفحه در کرهٔ جنوبی منتشر شد.

کتاب، ماجرای ژوزه واسکونسلوس، پسر آقای پائولو را روایت می‌کند. زه زه (مخفف ژوزه) تقریباً پنج ساله‌است اما نسبت به سنش پیش رس محسوب می‌شود. بارزترین وجه شخصیت این کودک شیطنت‌های باورنکردنی و قدرت تخیل بی پایان اوست. اما به نظر خودش اینها از این ناشی می‌شود که «شیطان توی جلدم رفته‌است.» فرض خانواده و همسایه‌ها بر این است که زه زه ذاتاً شرور است و به این جهت است که پسرک مدام کتک می‌خورد.

ارتباط زه زه با اعضای خانواده (شامل پدری بیکار، مادری سرخپوست، سه خواهر و یک برادر بزرگتر و یک برادر کوچکتر) بخش مهمی از داستان است. مادر و لالا کارگری می‌کنند. گلوریا او را دوست دارد و ژاندیرا او را کتک می‌زند. آنتونیو (توتوکا) ترسو است اما گاهی پشتیبان زه زه‌است و خیلی اوقات پشتش به اوست. اما لوئیس، لوئیس شاه اوست. زه زه گهگاه واکسی است و مدتی هم برای یک فروشنده دوره گرد صفحات موسیقی، شاگردی می‌کند.

زه زه در مدرسه رفتاری کاملاً متفاوت دارد. خانم معلم، سیسیلیا پائیم که چندان زیبا نیست این شاگرد سر به راه، باهوش و ساعی را دوست دارد و حواسش هست که زه زه زنگ‌های تفریح چیزی برای خوردن داشته باشد. زه زه سینما را هم دوست دارد. فیلم‌های وسترن به گسترش دنیای او کمک فراوانی می‌کند؛ فرد تامپسون، کن مینارد و بیوک جونزدوستان او هستند و گاهی به زه زه تفنگ و اسب و شلاق قرض می‌دهند. بعدتر زه زه به فیلم‌های عشقی علاقه‌مند می‌شود تا ببیند «… دیگران یکدیگر را دوست دارند.» اما سنگ صبور زه زه و گوش شنوای همه ماجراهای او درخت پرتغالش مینگینهو است. زندگی زه زه از زمانی که او با مانوئل والادارس آشنا می‌شود، تغییر می‌کند. مردی که ماشین قشنگی دارد و دیگران پورتوگا (پرتغالی) صدایش می‌کنند.

بخشی از کتاب درخت زیبای من :

«دویدم و پشت در مخفی شدم و حرکت مار را امتحان کردم. مطابق میلم حرکت کرد. نقص نداشت. آن‌وقت خودم را کاملاً جمع کردم، کوچک در سایه پرچین و نخ را به دست گرفته بودم. صدای کفش‌های چوبی نزدیک می‌شد، مار نزدیک می‌شد، باز هم کمی دیگر، خوب! شروع به کشیدن مار کردم. مار آهسته در میان خیابان می‌لغزید. راستش خودم هم منتظر چنین چیزی نبودم. زن چنان فریاد بلندی کشید که همه اهل محل را بیدار کرد. ساک و چترش را به هوا انداخت و دست‌هایش را روی شکمش گذاشت و در این حال مدام فریاد می‌کشد: کمک! کمک! مار! کمک کنید! مار!… درها باز شد، همه چیز را رها کردم، با یک جست خودم را به داخل خانه انداختم و به آشپزخانه رفتم. با عجله در سبد رخت‌چرک‌ها را باز کردم و در آن پنهان شدم و درش را بستم؛ درحالی‌که قلبم از فرط هیجان می‌زد، فریادهای زن را گوش می‌کردم: آه! خداوندا! بچه شش ماهه‌ام را می‌اندازم…»

  • نام کتاب: درخت زیبای من
  • نام نویسنده: ژوزه مائورو ده واسکونسلوس
  • انتشارات: راه‌مانا
  • مترجم : قاسم صنعوی
  • نوبت چاپ: چاپ اول ۱۳۶۷ ، چاپ دهم ۱۳۹۰
  • نوع کتاب: رمان

درباره نویسنده

ژوزه مائورو ده واسکونسلوس (به پرتغالی: José Mauro de Vasconcelos) در ۲۶ فوریه سال ۱۹۲۰ در بانگو از توابع ریودوژانیرو برزیل به دنیا آمد. او دورگه پرتغالی- سرخپوست بود. ژوزه به سبب فقر شدید خانواده، خانه را در کودکی ترک کرد تا نزد اقوامش در ناتال زندگی کند. از ۱۰ تا ۱۵ سالگی در دبیرستان درس خواند و پس از دوران مدرسه مشاغل متعددی را تجربه کرد؛ از مربیگری کشتی گرفته تا ماهیگیری.

واسکونسلوس ذاتاً داستانگو بود. حافظه قدرتمند و تخیل گسترده در نهایت او را به سوی نویسندگی سوق داد. نخستین رمان واسکونسلوس، موز وحشی (به پرتغالی: Banana Brava) در سال ۱۹۴۲ منتشر شد اما موفقیت بزرگ او در عرصه ادبیات با انتشار روزینیا، قایق من (به پرتغالی: Rosinha, Minha Canoa)در ۱۹۶۲ آشکار شد.

واسکونسلوس سبک خاصی در نویسندگی داشت او ابتدا زمینه وقوع داستان را انتخاب می‌کرد و تمامی جزئیات آن را با بررسی‌های عمیق کشف می‌کرد. سپس تمامی وقایع داستان و حتی گفتگوها را تخیل می‌کرد و دست آخر هنگامی نوشتن را آغاز می‌کرد که داستان به تمامی در خیالش شکل گرفته باشد: «… فقط زمانی نوشتن را آغاز می‌کنم که احساس کنم رمان از تمام منفذهای بدنم به خارج می‌تراود. پس از آن بی وقفه می‌نویسم». به این ترتیب بود که رمان درخت زیبای من (به پرتغالی: O Meu Pé de Laranja Lima) شناخته شده ترین اثر واسکونسلوس تنها طی دوازده روز نوشته شد. هر چند که نویسنده اعتراف می‌کند که «… این اثر برای بیست سال در اندرون من بوده است». در سال ۱۹۷۴واسکونسلوس در رمان خورشید را بیدار کنیم زندگی قهرمان داستان درخت زیبای من را دنبال می‌کند. از واسکونسلوس آثار متعددی به چاپ رسیده است. کلر بودوین، منتقد فرانسوی معتقد است وجه مشخص آثار او وجود شاعرانگی خاصی است که از کیمیای بین واقعیت و خیال ناشی می‌شود.

واسکونسلوس را می‌توان نویسنده‌ای سینمایی و تلویزیونی دانست. از آثار او برای تولید آثار سینمایی اقتباس شده است. علاوه بر آن او خود فیلمنامه‌نویسی می‌کرد و در چندین فیلم سینمایی نیز به ایفای نقش پرداخت. واسکونسلوس دو بار برنده جایزه ساچی و یکبار برندهجایزه گوورمور ده استادو شده است.

جایزه‌ها

برخی از آثار او که به فارسی نیز ترجمه شده اند:

  • موز وحشی، ۱۹۴۲، ترجمهٔ قاسم صنعوی، نشر علم / ترجمهٔ عباس پِژمان، نشر مرکز
  • روزینا، قایق من، ۱۹۶۲، ترجمهٔ قاسم صنعوی
  • کاخ ژاپنی، ۱۹۶۹، ترجمهٔ قاسم صنعوی
  • خورشید را بیدار کنیم، ۱۹۷۴، ترجمهٔ قاسم صنعوی، نشر راه‌مانا

    گردآوری:مجله اینترنتی نت سام