دمیان

دمیان یکی از پر آوازه‌ترین آثار هرمان هسه است، داستانی مربوط به دوران نوجوانی نویسنده که خود را در آن “سینکلر” نامیده‌است، نامی که در آغاز نویسندگی به عنوان تخلص خود انتخاب کرده بوده‌است. شاید بتوان گفت نخستین ثمره ی تولد دوباره ی هسه این رمان بود. این داستان نخستین بار در سال ۱۹۱۹ منتشر شد در سالی که هرمان هسه هشتاد و پنج ساله بود و به عنوان اعتراض به سیاست‌های نظامی آلمان، در سوئیس می‌زیست. دمیان شرح کندوکاو درونی مرد جوانی است که در پی دست یافتن به هویت و ارزش‌های شخصی است و بدین‌ترتیب افسانه‌ای است فرادنیوی و تقریباً اسطوره‌وار. دمیان را حدیث نفس انسان دانسته‌اند، حسب حال ایامی از عمر آدمی که معمولاً در چنبره ارزش‌های قراردادی محبوس می‌شود و مجال ظهور نمی‌یابد.
بخشی از کتاب دمیان  :
داستانم را اگر به گذشته باز نگردم نمی توانم بنویسم. اگر ممکن بود به دور ترین دوران، به دوران نخستین کودکیم، و از آن فراتر به اصل و تبار خانوادگیم باز می گشتم.
شاعران چون داستانسرایی آغاز کنند به گونه ای رفتار می کنند که انگار خدایانند، با توان نگریستن به گذشته ها و اندیشیدن به هر داستان و ماجرای انسانی، و آن را به گونه ای می پردازند که گویا خداوند قادر متعال که در همه جا حاضر و ناظر است آن ها را صاف و پوستکنده و یا حقیقتی کاملا عریان و آشکار روایت می کند.

  • نام کتاب:دمیان
  • نام نویسنده: هرمان هسه
  • نام مترجم: عبدالحسین شریفیان ، محمد بقایی ،لیلی بور بور
  • انتشارات: اساطیر ، تهران، فرس
  • نوبت چاپ: چاپ اول ۱۳۸۲- چاپ پنجم ۱۳۹۴، چاپ اول ۱۳۸۸- چاپ هفتم ۱۳۹۳، چاپ اول ۱۳۶۳
  • نوع کتاب: رمان اجتماعی

درباره نویسنده

هرمان هسه در ۲ ژوئیهٔ ۱۸۷۷ در شهر کالو (Calw) واقع در استان بادن-وورتمبرگ زاده شد. پدر هرمان هسه مدیریت مؤسسه انتشارات مبلغین پروتستان را به عهده داشت. مادرش دختر هندشناس معروف، دکتر«هرمان گوندرت» و مدیر اتحادیه ناشران کالو بود. کتاب‌خانه بزرگ پدربزرگ و شغل پدر، اولین باب آشنایی هرمان هسه جوان با ادبیات بود. از طریق پدر و مادرش که مبلغان مذهبیدر هندوستان بودند، به جهان‌بینی و تفکرات فلسفی هند دست یافت. او که از اوان جوانی دارای روحی حساس و ضربه‌پذیر بود، در مقابل نابرابری‌های جامعه و تضاد درونی با پدر و مادرش، در سن پانزده‌سالگی از مدرسه کلیسائی ماول‌برون(جایی که صحنه و فضای قرون وسطایی داستان او نارتسیس و گولدموند را فراهم آورد) که بورس تحصیلی در رشته الهیات پروتستانتیسم را از آن داشت، فرار کرد. بعد از فرار دچار افسردگی حادی شد که والدینش او را در بادبول تحت نظر جن گیر مدرنی قرار دادند که سرانجام آن اقدام به خودکشی بود در نتیجه او را به آسایشگاه کودکان عقب افتاده ذهنی در اشتتن فرستادند سپس در کانشتات یک دورهٔ یکسالهٔ را آغاز و چندی بعد در شهر کالو به کارآموزی در یک کارگاه ساعت‌سازی مخصوص برج‌های کلیسا، مشغول و پس از اتمام این دوره در شهر توبینگن در رشته کتابفروشی به مدت سه‌سال، (۱۸۹۵ – ۱۸۹۸ میلادی) به کارآموزی پرداخت. سرگرمی دلخواه هسه در اوقات فراقت نقاشی و باغبانی بود. کارهای آبرنگ او دو نوع سبک متفاوت دارند واقع گرایانه و تخیلی. پس از موفقیت رمان پتر کامنتسیند وی با ماری برنولی، که گویی از میان یکی از اشعار نخستین هسه بیرون آمده‌بود، ازدواج کرد. وی که دختر خانواده‌ای سرشناس از ریاضیدانان بازل و نه سال یزرگتر از هسه بود و اثار شومانوشوپن را زیبا می نواخت و تا سال (۱۹۱۲ میلادی)زندگی مشترک خود را ادامه دادند. هسه در سال (۱۹۱۲ میلادی) به سوییس مهاجرت و در سال (۱۹۲۳ میلادی) تابعیت آن کشور را پذیرفت. وی یک سال پس از انتشار نارتسیس و گولدموند برای بار سوم در سال ۱۹۳۱ با خانم نینون آوسلندر ازدواج کرد. هرمان هسه به‌عنوان پرخواننده‌ترین نویسندهٔ اروپایی در قرن بیستم شناخته شده‌است.

هرمان هسه به‌خاطر قدرت استعداد نویسندگی و شکوفایی اندیشه و شجاعت ژرف در بیان اندیشه‌های انسان‌مداری و سبک عالیِ نگارش، به دریافت جایزهٔ نوبل در شاخهٔ ادبیات نایل شد.
هرمان هسه متأثر از بیماری همسرش که مبتلا به شیزوفرنی بود، در سال ۱۹۱۶ به یک بحران عمیق روحی (افسردگی) مبتلا شد و تحت مداوا قرارگرفت. هسه در کتاب دمیان روایتی از جوانی، عناصر ساختاری – روان‌تحلیلی را ترسیم نمود. این کتاب به دلیل جو خصمانه‌ای که علیه وی بر فضای سیاسی – اجتماعی آلمان مسلط بود، به نام مستعار «امیل سینکلر» منتشر شد که در چاپ شانزدهم نام حقیقی نویسنده آشکار گردید. سالهای (۱۹۱۸ – ۱۹۱۹ میلادی) سال‌های جدایی از خانواده، گوشه‌گیری و اقامت در «تسین» بود. این حوادث در داستان‌های کوتاه وی رد پای خود را به روشنی بجای گذاشته‌است.
وی در (۹ اوت ۱۹۶۲ میلادی) در تسین واقع در سوئیس درگذشت.

 دیگر رمان های این نویسنده :

  • پیتر کامنسیند (Peter Camenzind ۱۹۰۴)
  • زیر چرخ (۱۹۰۶ Unterm Rad)
  • گرترود (Gertrud ۱۹۱۰)
  • رُسهالده (Rosshalde ۱۹۱۴)
  • سیذارتا (۱۹۲۲ Siddhartha)
  • گرگ بیابان (Der Steppenwolf ۱۹۲۷)
  • نارسیس و گلدموند (Narziss und Goldmund ۱۹۳۰)
  • سفر به شرق (Die Morgenlandfahrt ۱۹۳۲)
  • بازی مهرهٔ شیشه‌ای (بازی تیله‌های شیشه‌ای) (۱۹۴۳ Das Glasperlenspiel)

گردآوری:مجله اینترنتی نت سام