زنانی که با گرگها می دوند

دکتر استس در این کتاب از ابزاری که در عین سادگی بسیار پیچیده است، برای تحلیل ویژگی‌های روحی و شخصیتی زنان استفاده کرده است و آن ابزار، چیزی نیست جز افسانه‌ها و قصه‌های کهن. قصه‌های کودکان، افسانه‌ها و داستان‌ها مفاهیمی را عرضه می‌کنند که به کمک آنها می‌توانیم بینش خود را وسعت دهیم و مسیری را که طبیعت وحشی همچون راهنمایی از خود به جا گذاشته ببینیم و در پیش بگیریم. توصیه‌های موجود در این داستان‌ها به خواننده اطمینان می‌دهد که این جاده نه تنها متروک نشده بلکه زنان را هرچه ژرف‌تر به سمت دانش درونی‌شان هدایت می‌کند.

رد پایی که همه ما دنبال می‌کنیم، ردپای خویشتن غریزی درونی ماست؛ داستان‌هایی مثل شنل‌قرمزی، ریش‌آبی و … . این کتاب از زنان می‌خواهد که بر در روح ژرف زنانه بکوبند و صرف نظر از فرهنگی که در آن تربیت شده‌اند، زن وحشی درون خود را صدا بزنند. در واقع کتاب با بهره‌گیری از نمادهای موجود در افسانه‌ها و داستان‌های قدیمی، به ناخودآگاه روح دست می‌یابد و ناهنجاری‌های روح را شناسایی می‌کند و با تعیین متغیرهای لازم برای تحلیل روانی، به زنان امکان خودشناسی بیشتر می‌دهد.

بخشی از کتاب زنانی که با گرگها می دوند:

” …هر کسی که به زنی نزدیک می شود در حضور دو زن قرار دارد. یک موجود بیرونی و یک مخلوق درونی. موجود بیرونی در روشنایی روز زندگی می کند و براحتی قابل مشاهده است. اغلب با فرهنگ ملموس انسانی مطابق است اما مخلوق درونی اغلب ناگهان ظاهر می شود و به سرعت ناپدید می گردد و پشت سر خود احساسی عجیب و اعجاب آور به جا می گذارد، انگار دارای یک روح وحشی طبیعی است. این طبیعت دو گانه بصورتی است که یکی با ثبات تر و سرزنده تر و دیگری بی اعتناتر و سردتر است. خویشتن متمدن موجودی خوب است ولی کمی تنهاست. خویشتن وحشی هم به خودی خود خوب است اما آرزومند رابطه با دیگری است. از دست رفتن قدرت های روحی و عاطفی زنان ناشی از جدایی این دو طبیعت از یکدیگر و وانمود کردن به ایت است که دیگری وجود ندارد…”

  • نام کتاب: زنانی که با گرگها می دوند
  • نام نویسنده: کلاریسا پینکولا استس
  • انتشارات: پيكان
  • مترجم : سيمين موحد
  • نوبت چاپ: چاپ اول ۱۳۸۳
  • نوع کتاب: رمان

درباره نویسنده

کلاریسا پینکولا استس به‌ عنوان پژوهشگر، شاعر، داستان سرا و حافظ قصه‌های کهن در ادبیات اسپانیایی شناخته شده است. او مدیر سابق مرکز تحقیقات و آموزش  یونگ بوده است. او دکترای مطالعات بین فرهنگ‌ها و روان‌شناسی بالینی دارد. زنانی که با گرگ‌ها می‌دوند، نخستین بار در سال  ۱۹۹۲ در آمریکا به چاپ رسید. این کتاب ۲سال در فهرست پرفروش‌های نشریه نیویورک تایمز بود و بیش از یک میلیون نسخه از آن به فروش رفت.

زندگی زنان چه شباهتی به زندگی گرگ‌ها دارد؛ آن هم گرگ‌هایی از نوع کانیس لوپوس و کانیس روفوس که خانم دکتر کلاریساپینکولا استس آنها را شبیه زنان توصیف می‌کند؟ به تعبیر نویسنده، گرگ‌ها از نظر سرزندگی و آلام و مصیبت‌هایشان شبیه زن‌ها هستند و این تشبیه عجیب، اولین نقطه‌ای است که شاید باعث شود سراغ خواندن کتاب زنانی که با گرگ‌ها می‌دوند بروید.

دکتر کلاریسا پینکولااستس در مقدمه کتاب نوشته است: «همه ما از تمنای وحش لبریزیم اما برای مقابله با این تمنا پادزهرهایی فرهنگی وجود دارد. به ما آموخته اند که از این میل و آرزو احساس شرم کنیم. ما موهایمان را بلند کردیم و با آن احساساتمان را پوشاندیم اما هنوز هم طی روزها و شب های زندگی مان، سایه زن وحشی از پشت سر اغوایمان می کند. ما در گذر ایام شاهد بوده ایم که طبیعت غریزی زنانه به تاراج رفته، واپس زده شده و از نو بنا گشته است. مدتهای مدید این طبیعت نیز همانند حیات وحش و سرزمین های بکر مورد سوء استفاده قرار گرفته است. هزاران سال است که به هر جا نگاه می کنیم، می بینیم که طبیعت غریزی زنانه به محروم ترین قلمرو روح واپس رانده شده است …»

گردآوری:مجله اینترنتی نت سام