لیلا عراقیان – مهندس و معمار

لیلا عراقیان (زادهٔ ۱۳۶۲ خورشیدی) مهندس و معمار اهل ایران است. شهرت او به خاطر معماری و طراحی پل طبیعت در تهران است.
لیلا عراقیان در رشته ریاضی دیپلم گرفت و به نقاشی هم علاقه داشت. از این که می‌دید معماری ترکیبی از ریاضیات و نقاشی است به این رشته علاقه‌مند شد. در سال ۱۳۸۰ خورشیدی در دانشگاه شهید بهشتی تحصیل در رشته معماری را آغاز کرد.
لیلا عراقیان دارای مدرک لیسانس معماری از دانشگاه شهید بهشتی و فوق لیسانس از دانشگاه بریتیش کلمبیا است. وی در سن ۲۵ سالگی در مسابقهٔ طراحی پل طبیعت شرکت کرد و طرحش برگزیده شد. لیلا عراقیان همچنین از اعضای مؤسس شرکت سازه‌های پارچه‌ای دیبا است.
وی در بازسازی پوشش پارچه‌ای سقف و نمای استادیوم بی‌سی پلیس در ونکوور، کانادا که توسط شرکت آلمانی هایتکس تنستایل استراکچرز انجام شد، به عنوان دستیار فنی فعالیت داشته است.لیلا عراقیان در مسابقه طراحی فضاهای ورزشی، دومین کنفرانس سازه و معماری ۱۳۹۰ برنده جایزه دوم شد و همچنین در مسابقه کوشک جهانی به همراه بابک رستمیان و علیرضا برهانی رتبه دوم را کسب نمود. او همچنین در دانشگاه تهران، دانشگاه علم و صنعت،دانشگاه آمریکایی دوبی و دانشگاه آنهالت آلمان، سخنرانی‌هایی در زمینه تاریخچه سازه‌های پارچه‌ای در ایران، معرفی شرکت دیبا و پروژه پل طبیعت انجام داده است.

۲۴-art03

لیلا عراقیان در سال ۱۳۸۷ در مسابقهٔ طراحی پل طبیعت شرکت کرد، در سال ۱۳۸۸ طرحش برگزیده شد و پل طبیعت در سال ۱۳۹۳ خورشیدی افتتاح گردید.

او درخصوص آشنایی با پروژه‌های منطقهٔ عباس‌آباد تهران می‌گوید: «فکر می‌کنم سال ۸۵ بود که به خاطر تبلیغاتی که کرده بودیم برای کار در اراضی دعوت شدیم. کار آلاچیق‌های بوستان را به عهده گرفتیم. یک محوطه بود که سقف اسپیس فریم داشت. یک پوشش ساده و صاف بود و هفت‌صد مترمربع پارچه داشت. در بازار گل هم پلی بود که قرار بود دو طرف پارک را به هم وصل کند. کار ما درواقع طراحی پوشش پارچه‌ای بود که دو طرف قرار گیرد. هر قطعه آن هزار مترمربع بود. آب‌وآتش دارای یکپارچه یک‌تکه است ولی در بازار گل، هر یک از قسمت‌های پل با استفاده از سه‌تکه پارچه درست‌شده است. عد از اینکه پروژه‌های آمفی‌تئاتر آب‌وآتش، بازار گل و پل ابریشم دو را به عهده گرفتیم. در مرحله طراحی این پروژه‌ها بودیم که فراخوان طراحی پل طبیعت که آن زمان نامش پل پیاده شهید مدرس بود مطرح شد. طرح چهارپایه طرح دوم من بود. طرح اول که در مسابقه هم شرکت کرد، قسمت روی اتوبانش از این‌که هست خیلی ساده‌تر بود. در مورد این پروژه پنج فکر اساسی وجود داشت. اولین ایده این بود که این پل قرار نیست فقط مکانی برای وصل کردن دونقطه به هم باشد بلکه قرار است ادامه دو پارک و فضایی برای ماندن باشد. نکته دوم این بود که بیاییم به‌جای این‌که دونقطه را در دو پارک به هم وصل کنیم، طوری طراحی کنیم که در هر دو طرف پخش شود و به همه نقاط کلیدی دو پارک هم متصل شود. این ایده تا حدی اتفاق افتاد. در درجه سوم می‌خواستیم نقاطی با کمترین درخت را پیدا کنیم و ستون‌ها را آن‎جا کار بگذاریم. طرح اولیه هم بنابراین بود که فرم به شکل درخت باشد. البته تصور این نبود که یک ستون درختی داشته باشیم. تک‌ستون‌های پراکنده‌ای مدنظر بود. خود بدنه خرپا هم المان‌های نامنظمی داشت. ایده دیگر این بود که بررسی کردیم و دیدیم وقتی با یک دهانه بزرگ طرف هستیم بدون شک یک عمق سازه‌ای خواهیم داشت. درواقع ایده این بود که ابعاد را طوری کنیم که فضا و معماری تبدیل به المان‌های جدایی‌ناپذیر باشند. مسئله دیگری که مدنظرمان قرار گرفت این بود که معمولاً پل‌ها چون قرار است بهینه ساخته شوند، طراحی صاف دارند. این‌یک نوع پرسپکتیو یک نقطه‌ای ایجاد می‌کند که آدم را مجبور به رفتن می‌کند. ما پل را به‌صورت قوسی کشیدیم تا رهگذر انتهای مسیر را نبیند. این پیچ‌وخم سرعت آدم را کم می‌کند. در مرحله دوم قرار شد کار با همان ایده اولیه کمی تحقیق شود؛ یعنی قرار شد طرحی بدهیم که تمرکز اولیه آن روی اتوبان باشد ولی زبانی داشته باشد که اگر لازم شد بعداً بتواند ادامه پیدا کند. مسئله دیگر این بود که قرار شد پل کمی نمادگراتر باشد و خیلی ساده و معمولی نباشد. در مرحله دوم مسابقه تمرکز را روی بخش اتوبان گذاشتیم و مسیرها خلاصه شد؛ اما الآن یک سری مسیرهایی داریم که روی خطوط توپوگرافی زمین حرکت می‌کند. در هر دو پارک پخش می‌شود. دوطبقه بودنش دو نوع دسترسی به پل را ایجاد می‌کند. در مرحله دوم چهارپایه بودن مطرح شد و آن چیزی که امروز می‌بینید درواقع پیشرفته شده همان طرح مرحله دوم است.»

گردآوری:مجله اینترنتی نت سام