منِ احمق

کتاب دربردارنده دو داستان کوتاه از شروود اندرسن، نویسنده کلاسیک و پیشگام امریکا، درباره حال و هوای دوره نوجوانی به نام «منِ احمق» و «آخر چرا» است.

«منِ احمق » نقب می‌زند به تو در توی ذهن یک جوان تازه سالِ دروغگو، دو شخصیتی، درس‌نخوانده و بفهمی نفهمی خل وضع. روایت داستانی است از یک اتفاق ساده و مضحک که در آن راوی برای دلبری از محبوبش به دروغ متوسل می‌شود. البته این دروغ نتیجه عکس دارد و همه چیز نقش بر آب می‌شود، چون دست بر قضا محبوبش دلباخته شخصیت واقعی او شده است.

داستان دوم یکی از معروف‌ترین قصه های اندرسن به نام «‌آخر چرا» است: در واقع عنوان داستان مهم‌ترین پرسش در نوجوانی است. داستانی است که به شخصیت‌های حساس و کم‌سال تعلق دارد. جهان «آخر چرا»، جهانی آکنده از انزوا، فرار از خانه، بی‌حوصلگی حاضر و غایب، لذت دور و خوشبختی احتمالی است؛ این جهانی است که ظاهراً مملو از فردیت انسان است و در عین حال بی اعتنا به این فردیت می‌نماید. اندرسن از چیزی استفاده می‌کندکه در نظر نوجوان زبانی است که می‌تواند به قلب راز جهان رخنه کند، زبانی که به جهت میل بدوی و اولیه خود هر چیز را تکرار می‌کند و نشان از افت و خیز یک زبان نوجوانانه دارد.

بخشی از کتاب

“اما هر جوری که بود من بایدکار می کردم و کار دیگه ای هم پیدا نمی شد. دیگه نوزده سالم شده بود و نمی تونستم همه اش تو خونه بشینم. روزنامه فروشی و چمن زنی هم به سن و سال من نمی اومد. فسقلی هایی که جلو مردم خودشیرینی می کردن این جور کارها را از من می قاپیدن. یه پسر بینشون بود که فرت و فرت می گفت چمن می زنه و آب حوض می کشه تا پولاشو پس انداز کنه و بره دانشگاه. حالمو به هم می زد. همه اش شب ها بیدار بودم و نقشه می کشیدم چه طوری می تونم حالشو بگیرم بدون این که کسی بفهمه من بودم. دوست داشتم وقتی راه می رفت یه آجر بردارم بزنم تو ملاجش یا مینداختمش زیر یه گاری. بی خیال. ولش کنید.”

۴۲-book2

شناسنامه کتاب

  • نام کتاب: منِ احمق
  • نام نویسنده: شروود اندرسن
  • نام مترجم : علی جعفری
  • انتشارات:  هرست
  • نوبت چاپ: اسفند ۱۳۹۴
  • نوع کتاب: داستان کوتاه خارجی

درباره نویسنده

شروود اندرسن (Sherwood Anderson) در ۱۳ سپتامبر ۱۸۷۶ در شهر کمدن ایالت اوهایو در یک خانواده فقیر متولد شد. پدرش سازنده زین اسب بود، شروود به علت این که مجبور بود برای کسب درآمد به کارهایی مثل دوچرخه‌سازی، تبلیغات تجاری و رنگ‌سازی بپردازد بنابراین امکان تحصیل به صورت منظم را پیدا نکرد. اندرسن به تدریج و در حوالی سال ۱۹۱۳ به ادبیات روی آورد. وی از جمله نویسندگانی بود که نخستین توفیق ادبی‌اش را در میانسالی به دست آورد. اندرسن در طی عمر خود هفت رمان و چندین داستان کوتاه نوشت و در این راه از چنان موفقیتی برخوردار شد که او را پدر داستان کوتاه مدرن نامیده‌اند.

گردآوری:مجله اینترنتی نت سام